نارسیده ترنج

گفتا من آن ترنجم...

من دیگر من نخواهم بود

خدایا ...

میخوام عوض بشم

به درک که بد میشم

به درک که این راهش نیست

خدایا من عوض میشم

میشم یکی مثل خودشون

میشم یه آدم آهنی که فقط بلده به فکر خودش باشه

خدایا‌.... من دوستشون ندارم ... هیچکدومشون رو

فقط و فقط به راهم ادامه میدم

تنها

و بدون هیچ دوستی

بذار همون آدم های قبل دوستم بمونن... فقط اونا

هیچ آدم جدیدی خوب نیست..

آدم ها همه بد شدن..همه بی رحم شدن..

خدایا من امروز له شدم

شکستم

از این به بعد فقط و فقط خودم رو میبینم و بس..

میدونم راضی نیستی

میدونم کارم اشتباهه

ولی خدایا... این تنها راهه‌‌‌...

دوست دارم

بعضی وقتها ادم مجبور میشه مجبور.....
اینبار دیگه بی گدار به آب نمیزنم
اول صبر میکنم که خوب امتحانشون رو پس بدن ...بعد میشم خود واقعیم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
مسیر گم است و ناپیدا..
و من سرگشته ام در این دهر دریوزه..
اینجا مینویسم تا کم شود از بار سخن.... تا سبک گردم برای پرواز
توییتر کفاف کاراکترهایی که مغزم رو پر کردن نمیده... موشتن داره از یادم میره و این خبر تلخیه...
اینجا سعی میکنم طولانی بنویسم.. اسم و آدرس رو عوض کردم چون آدم اون زمان نیستم..
حال من بالاخره خوب میشه
بالاخره روزی میرسه که مثل سگ جون بکنم تا به آرزوهام برسم..
و روز و شب هام شیرین خواند شد.
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan