نارسیده ترنج

گفتا من آن ترنجم...

بی خبری

مدت هاست عکس پروفایلش رو عوض نکرده

گویا به شدت مشغول درس و کارشه...یعنی این بهترین حالتش خواهد بود..

چرا نیست؟؟

چرا اینقدر سرش شلوغه؟؟

علاقه ای بهش ندارم..یعنی دیگه ندارم

ولی مترصدم تا یه روزی..یه چیزی رو ببینم که همین نخ نامرئی کنجکاوی رو هم قطع کنه

من منتظرم

پ‌ن:تصمیم دارم کمتر بیام نت‌.

من خیلی جاها شبیه اون شدم...این یکی هم روش

پ‌ن۲:یکی از پسرای کلاس خیلی نگاهم میکنه...فکر کنم یه چیزایی تو سرشه

اینکه یکی از آدم خوشش بیاد حس خوبی داره...ولی دلم براش میسوزه.. برای  سادگی‌ش...

والسلام

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
مسیر گم است و ناپیدا..
و من سرگشته ام در این دهر دریوزه..
اینجا مینویسم تا کم شود از بار سخن.... تا سبک گردم برای پرواز
توییتر کفاف کاراکترهایی که مغزم رو پر کردن نمیده... موشتن داره از یادم میره و این خبر تلخیه...
اینجا سعی میکنم طولانی بنویسم.. اسم و آدرس رو عوض کردم چون آدم اون زمان نیستم..
حال من بالاخره خوب میشه
بالاخره روزی میرسه که مثل سگ جون بکنم تا به آرزوهام برسم..
و روز و شب هام شیرین خواند شد.
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan