اگر بگویم دلم برایشان تنگ نشد..
اگر بگویم در ۲۴ ساعت تنهایی خوشحال بودم
اگر بگویم لذت بردم از تنها بودن... از اینکه کسی در خانه مان نبود.. از اینکه شب تنها خوابیدم...
اگر بگویم من بدون پدر و مادرم خوشحال بودم و نبودشان کوچکترین خللی در زندگی ام وارد نکرد
اگر بگویم برخلاف نظر مامان که فکر میکرد شب تا دیر وقت از تنهایی خوابم نبرد ،سر روی بالش نگذاشته خوابیدم..
اگر بگویم...آدم بدی ام؟؟؟
آدم نامرد و بی وجدان و بی عاطفه ای ام؟؟
اگر میگویم تنهایی روحم در کنار تنهایی جسم قابل تحمل تر بود... یعنی تنهایی رفیق و همدم من است...یعنی مابین من و تنهایی ... غربت معنی ندارد.
پ.ن:دقیقا ۲۴ ساعت در شهری زندگی کردم که شهر خودم بود...اما هیچ کدام از اعضای خانواده ام در آن نبودند...
من ۲۴ ساعت خیلی خیلی خوبی رو پشت سر گذاشتم.. و ۰.۱ درصد قوی تر شدم👩
- چهارشنبه ۲۶ آبان ۹۵
- ۲۱:۱۰