نارسیده ترنج

گفتا من آن ترنجم...

خستگی

از این همه آدمِ نصفه و نیمه توی زندگیم خسته شدم..

از آدمایی که متوجه نگاهشون روی خودم میشم ولی انگار خدا لالشون کرده خسته شدم

از به اصطلاح دوستایی که بهت دروغ میگن خسته شدم

از آدم‌هایی که فقط وقتی بهت نیاز دارن و پای منافعشون در میون باشه میان سراغت خسته شدم..

از این همه گرگ توی لباس انسان خسته‌م

حرف بزنید...

آدمای اطرافم!

سکوت رنج میده منو..

حرف بزنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
مسیر گم است و ناپیدا..
و من سرگشته ام در این دهر دریوزه..
اینجا مینویسم تا کم شود از بار سخن.... تا سبک گردم برای پرواز
توییتر کفاف کاراکترهایی که مغزم رو پر کردن نمیده... موشتن داره از یادم میره و این خبر تلخیه...
اینجا سعی میکنم طولانی بنویسم.. اسم و آدرس رو عوض کردم چون آدم اون زمان نیستم..
حال من بالاخره خوب میشه
بالاخره روزی میرسه که مثل سگ جون بکنم تا به آرزوهام برسم..
و روز و شب هام شیرین خواند شد.
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan