نارسیده ترنج

گفتا من آن ترنجم...

عصبی میشم

هر بار پ رو میبینم عصبی میشم..

از بی‌توجهی‌ هایی که جدیدا متوجه میشم عصبی میشم

از اینکه یه روزی حس کردم اون به من علاقه داره عصبی میشم

از اینکه مبادا اون دختری که ع گفته پ خیلی خیلی خیلی درگیرشه من نباشم عصبی میشم..

از اینکه نمیدونم احساسش به من چیه عصبی میشم

از همه‌ی اینا عصبی میشم

و از اینکه عصبی میشم... عصبانی ام

خدایا

من عصبی ام

من عصبی ام

من عصبی ام

خودت حالمو خوب کن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
مسیر گم است و ناپیدا..
و من سرگشته ام در این دهر دریوزه..
اینجا مینویسم تا کم شود از بار سخن.... تا سبک گردم برای پرواز
توییتر کفاف کاراکترهایی که مغزم رو پر کردن نمیده... موشتن داره از یادم میره و این خبر تلخیه...
اینجا سعی میکنم طولانی بنویسم.. اسم و آدرس رو عوض کردم چون آدم اون زمان نیستم..
حال من بالاخره خوب میشه
بالاخره روزی میرسه که مثل سگ جون بکنم تا به آرزوهام برسم..
و روز و شب هام شیرین خواند شد.
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan